امروز  :              

 

اينجا محل تبلغ شماست

تابلوفرش ماهروبافان

سجاده فرش فارسیان

هرروز 18 تا 20  

ارتباط مستقیم

 

::        سال جهاد اقتصادی گرامی باد /  گامهای اساسی در جهت تحقق همه جانبه آن عبارتست از :  1- تعامل و هماهنگی مسئولان  قوای سه گانه و دست اندرکاران بنگاههای اقتصادی کشور  2- پاک کردن دست های آلوده از ارگانها و بنگاههای اقتصادی  3- برخورد جدی با باندهای مفاسد اقتصادی در بخشهای دولتی و خصوصی که برای قوه قضائیه و مردم شناخته شده اند.                                اَللّهُمَّ  كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ  الْحَسَنِ         صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ         في هذِهِ السّاعَةِ  وَ في كُلِّ الساعَةٍ              وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دليلاً وَ عَيْناً        حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً       و  َتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً                   ايرانيان غيور در سراسر دنيا يكپارچه از بهره مندي انرژي صلح آميز هسته اي بعنوان حق مسلم خود دفاع مي كنند   ::

    : گفتگو     |               |             |              |        چاپ خبر         |       بستن صفحه 

 

كپي برابر با اصل !

 

 از دولت اول موسوی ردپای جریانی پیدا شد که در امتداد خط اختلاف و دو دستگی فعالیت می‌کردند، این جریان با دسته‌بندی روحانیت به ...


از دولت اول موسوی ردپای جریانی پیدا شد که در امتداد خط اختلاف و دو دستگی فعالیت می‌کردند، این جریان با دسته‌بندی روحانیت به انقلابی و محافظه کار، خط امامی و مخالف خط امام، طرفدار اسلام ناب محمدی و طرفدار اسلام آمریکایی و... تلاش کردند که اختلاف را به درون روحانیت نیز منتقل سازند

در مورد چگونگی شکل‌گیری مجمع روحانیون مبارز ناگفته‌های بسیاری وجود دارد؛ برخی از تحلیل‌گران انشعاب آن از جامعه روحانیت مبارز را با هدف ایجاد انشقاق و تفرقه در بدنه‌ی روحانیت مبارز و انقلابی ارزیابی می‌کنند و برخی هم این انشعاب را تنها ناشی از اختلاف نظر و سلیقه عنوان می‌کنند! برای تبیین بیشتر شکل‌گیری این تشکل اصلاح طلب و رویکردهای آن با سعدالله زارعی کارشناس و تحلیل‌گر سیاسی به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

1)      عده‌ای معتقد هستند که مجمع روحانیون مبارز یک شاخه‌ی جدا شده از جامعه‌ی روحانیت مبارز است، ولی عده‌ای دیگر عکس این تصور را دارند، توضیحی در این باره می‏فرمایید؟

ریشه‌ی پیدایش روحانیون مبارز به بعد از سال 1362 باز می‏گردد. در این دوره، اولین نشانه‏های اختلاف در درون دولت «میرحسین موسوی» مشخص شد، چهره‌هایی مانند «بهزاد نبوی» و «محمد سلامتی» به عنوان سردمداران اختلاف و دو دستگی فعالیت می‌کردند و در نهایت به نام یک پارچگی دولت، مخالفان خودشان را در طول دولت اول موسوی و پایان این دولت از کابینه اخراج کردند؛ آقایان «ناطق نوری»، «عسکراولادی»، «مرتضی نبوی»، «سلیمی» وزیر وقت رفاه و «رفیق دوست» از جمله‌ی این‌ها بودند.

همان جریانی که در درون دولت ابتدا آن را به دو جریان مقابل هم تبدیل کرد، بعدها این گرایش را به درون مجامع روحانی نیز، منتقل نمود و با دسته‌بندی روحانیت به روحانیت انقلابی و محافظه کار، خط امامی و مخالف خط امام، طرف‌دار محرومین و طرف‌دار سرمایه‌داران، طرف‌دار اسلام ناب محمدی و طرف‌دار اسلام آمریکایی، طرف‌دار فقه سنتی و طرف‌دار فقه پویا، تلاش کردند که اتحاد روحانیت و تأثیرگذاری آن‌ها در فضای سیاسی کشور را از بین ببرند.

این‌ها مقدمه‌های راه انداختن یک جریان روحانی در برابر جریان اصیل روحانیت بود؛ همان‌طور که جریان درون دولت آقای موسوی از سال 1362 به بعد برای حذف دولت از نیروهای با سابقه‌ی انقلابی و محوریت بخشیدن به نیروهای بدون سابقه‏ی انقلابی بنای مبارزه را گذاشت.


  در سال 1366 و در آستانه‌ی مجلس سوم شورای اسلامی، ادعا شد که جامعه‌ی روحانیت مبارز به دلیل مواضعی که دارد و همراه نبودن با حضرت امام(ره) و درک نکردن شرایط سیاسی کشور دچار شکاف و اختلاف شدید شده و گروهی از اعضای جامعه‌ی روحانیت قصد دارند تشکل جدایی را تشکیل دهند، بعدها این موضوع به اعلام تشکیل مجمع روحانیون مبارز تهران در زمستان 1366 منجر گردید. اگر به سوابق اعضای تشکیل دهنده‌ی مجمع روحانیون که بیش از 30نفر از روحانیون به نسبت جوان بودند، نگاهی بیاندازیم؛ هیچ کدام از افراد سابقه‏ی حضور در جامعه‌ی روحانیت را نداشتند.

حتی آقای «کروبی» که به عنوان دبیرکل مجمع روحانیون مبارز مطرح شد برای یک روز هم سابقه‌‏ی عضویت در تشکل جامعه را نداشت در حالی که در تبلیغات بیرونی روی منشعب شدن مجمع روحانیون از جامعه‌ی روحانیت، تبلیغات می‏کردند. هدف آن‌ها این بود که وانمود کنند این جریان جدید جدا شده، اصیل‏تر و به امام(ره) نزدیک‏تر است، در حالی که در جامعه‌ی روحانیت مبارز چهره‏های با سابقه‌ا‏ی نظیر «حضرت آیت ‏الله خامنه ‏ای»، آقای «هاشمی رفسنجانی»، آقای «موسوی اردبیلی»، آقای «مهدوی‏ کنی»، آقای «ناطق نوری» و آقای «انواری» حضور داشتند و این‌ها جریان اصیل روحانیت را نمایندگی می‌کردند.

مجمع روحانیون مبارز از آغاز تأسیس، بنا را بر فعالیت شدید سیاسی گذاشت و با صدور بیانیه‏های پیاپی و سخنرانی و تشکیل مجالس و راه اندازی روزنامه‌هایی نظیر «سلام» و «جهان اسلام» و ماه‌نامه‌ی «بیان»، تلاش کرد که جریان اصیل روحانیت را از صحنه خارج کند و این تشکل جدید، نمایندگی روحانیت کشور را برعهده بگیرد یا به نوعی معرف روحانیت کل کشور باشد.

این در حالی بود که مراجع و مبلغین مذهبی به هیچ وجه زیر بار تشکل جدید نرفتند و با این تشکل همراه و هم صدا نشدند بلکه این تشکل سبب شد چهره‌های موجه و قدیم روحانیت که حضرت امام(ره) را در نهضت 15 خرداد و انقلاب 22 بهمن همراهی کرده بودند، دل خور شوند و گلایه‏هایی را با حضرت امام(ره) در میان بگذارند. بنابراین می‏توانیم بگوییم تأسیس مجمع روحانیون مبارز علاوه بر شکاف در روحانیت، نوعی بدبین کردن عنصرهای مؤثر معنوی به نظام را نیز به دنبال داشت.

با ارتحال حضرت امام(ره) بیش‌تر اعضای مجمع روحانیون مبارز، سیاه نمایی علیه نظام را آغاز کردند؛ آقای «محتشمی‌پور» در ماه‌نامه‌ی بیان با صراحت از دوره‌ی رهبری «حضرت آیت‌الله خامنه‏ ای»، به عنوان دوره‌ی سیاه و آغاز شبی تاریک یاد کرد و به نفاق پراکنی و حریم شکنی نسبت به نظام و رهبری پرداخت!

با ارتحال حضرت امام(ره) بیش‌تر اعضای مجمع روحانیون مبارز، سیاه نمایی علیه نظام را آغاز کردند؛ آقای «محتشمی‌پور» در ماه‌نامه‌ی بیان با صراحت از دوره‌ی رهبری «حضرت آیت‌الله خامنه‏ ای»، به عنوان دوره‌ی سیاه و آغاز شبی تاریک یاد کرد و به نفاق پراکنی و حریم شکنی نسبت به نظام و رهبری پرداخت. بعدها روزنامه‌ی «سلام» که از خرداد سال 1370 راه اندازی شد همان سیاه مشق‌ها را با شدت بیش‌تر و پختگی و با استفاده از نیروهای روشن‌فکر، دنبال کرد، کما این‌که روزنامه‌ی «جهان اسلام» که با مدیریت یکی دیگر از اعضای روحانیون مبارز تأسیس شده بود، همین سیاه نامه‌ها را دنبال می‌کرد.

مقابله با نظام جمهوری اسلامی به فاصله‌ای کوتاه پس از تأسیس جامعه‌ی روحانیون مبارز، نمودار گشت؛ یعنی تأسیس جامعه‌ی روحانیون مبارز در زمستان 1366، اولین نشانه‌های مخالفت جدید این تشکل با چارچوب‌های قانونی نظام در سال 1369 یعنی در جریان اولین انتخابات کشور پس از رحلت حضرت امام(ره) و انتخابات مجلس خبرگان نمودار شد..

در این مقطع، مجمع روحانیون بعضی از چهره‌های هوادار خود از قبیل «آیت‌الله خلخالی»، آقای «خراسانی»، مرحوم آقای «جمی» و آقای «نوری»، امام جمعه گلستان را تشویق به استعفا کردند تا در انتخابات مجلس خبرگان شرکت نداشته باشند؛ بهانه‌ی آن‌ها این بود که نظام مقرراتی را برای کاندیداتوری مجلس خبرگان قائل شده مبنی بر این‌که کسانی که اجتهاد آن‌ها به اثبات نرسیده، باید در یک انتخاب درون حوزه‏ی و با حضور مجتهدین شرکت نمایند.

این شکاف بین نظام و مجمع روحانیون هر روز گسترش بیش‌تری پیدا می‌کرد و در دوره‌ای که یکی از اعضای مجمع در رأس قوه‌ی مجریه قرار داشت، شکاف‌ها به اوج خود رسید. بعدها در آشوب‌های سال 78 و 88، اقدام‌های خشن سران مجمع روحانیون مبارز به اوج رسید و آن‌ها کاملاً در صف ضد انقلاب قرار گرفتند.

2) مجمع روحانیون مبارز را در دو مقطع به طور خاص می‌توان مشاهده کرد؛ اول حوادث 78 و دیگری انتخابات 88 و حوادث پس از آن که موضع‌گیری‌های مجمع و به دنبال آن بیانیه‌هایی که ایجاد کننده‌ی یک موج جدید بود، در این زمینه مصادیق یا ردپاهای خاصی را می‌توانید ارایه دهید؟


در واقع آن خطی که در سال 62 و پس از آن دولت را دو شقه کرد و نیروهای متعهد قدیمی و پای‌بند به مبانی اسلام را از کابینه‌ی موسوی خارج نمود، بعدها به قصد ضربه زدن به روحانیت، جریان سازی کرد و در ادامه‌ی جریان‌سازی‌ها در مهر 69 تلاش کرد که انتخابات حساس مجلس خبرگان رهبری را تبدیل به میدانی برای درگیری بکند.

همان جریان در سال 1370 وارد عرصه‌ی رسانه‌ای کشور گردید و با استفاده از روزنامه‌ها، ماه‌نامه‌ها و هفته نامه‌های مختلف، کوس جدایی از نظام را سر داده و به مقابله با نظام روی آورد. بعدها در جریان روی کار آمدن دولت اصلاحات، پروژه‌ی حاکمیت دوگانه و ایجاد تعارض دولت و سایر قوای نظام از جمله رهبری را دنبال کرد و در جریان انتخابات سال 84 تلاش کرد کشور را با بحران مواجه سازد و در نهایت در سال 88، آشوب‌های پس از انتخابات را راه انداخت.

در واقع یک گروه مشترکی که ترکیبی از جریان روحانی و غیر روحانی بود عناصر شاخص فتنه‌ی88 بودند؛ و فردی که معروف است به مرد خاکستری اصلاحات، در سال 62 آن اقدام‌های نفاق افکنانه را پی‌گیری می‏کرد و تا امروز هم در تمامی این جریان‌ها حضور دارد. همان‌طور که اشخاص غیر روحانی نظیر آقای «بهزاد نبوی» هم از همان سال‌ها این اختلافات را مدیریت و برنامه‌ریزی می‏کردند. بنابراین ما با پروژه‏ای مواجه هستیم که از سال‌های 62 به بعد آشکار شده و از مسیر آن اقداماتی که شمرده شد، علیه نظام صورت گرفته است.

3) این بحث که موسوی خوئینی‌ها در سال 68 با انتخاب مقام معظم رهبری مخالف بود، صحت دارد؟


من اطلاع خاصی ندارم، ولی شیوه‌ی ایشان پس از انتخاب آیت الله العظمی خامنه‌ای به‌عنوان رهبر جمهوری اسلامی، همواره شیوه‌ای مقابله جویانه بوده است.


4) این مختص خودخوئینی‌هاست یا بقیه‌ی اعضای مجمع را هم شامل می‌شود؟



نه این‌ها یک شبکه و جریان هستند که شخص موسوی خوئینی‌ها چهره‌ی شاخص روحانی و بهزاد نبوی چهره‌ی شاخص غیر روحانی این جریان است. ضمن این‌که اشخاص دیگری اعم از روحانی یا غیر روحانی در کانون برنامه‌ریزی این جریان از همان سال 1362، حضور داشته‌اند.


5) با توجه به این تصویری که شما از مجمع ارایه کردید و این سیر ثابت مقابله جویانه که در روند حرکت آن‌ها بوده، چه چیزی باعث شده که مسأله‌ی لغو مجوز این مجمع در همان روزهای اوج فتنه‌ی88 وهمزمان با پرونده‌ی حزب مشارکت و سازمان مجاهدین در کمیسیون ماده‌ی 10 احزاب، مورد توجه قرار نگیرد؟

این شبکه متکی به افرادی است که از همان سال 1362 بخش اعظم فعالیت‌های خود را به صورت اعلام نشده و در چارچوب‌های غیر رسمی انجام می‌دادند؛ اولین اختلافات داخل دولت که منجر به حذف 6 تن از افراد با سابقه و متعهد به نظام در سال 62 شد، اقدام حزبی نبود بلکه باندی بود.

در اقداماتی که بعدها انجام شد از پوشش‏های قانونی هم استفاده کردند؛ روزنامه و نشریه داشتند، پست‌های رسمی داشتند ولی فعالیت آن‌ها به گونه‌ای بود که با اتکا به هم‌پوشانی هم‌دیگر انجام می‌شد، بنابراین انحلال حزب در توانایی آن‌ها در ایجاد بحران علیه نظام مؤثر نیست، بایستی اقدام‌های آن‌ها را شفاف سازی نمود، برخوردهای نظامی و حقوقی به نوعی در مواجه با جریان‌های باندی کارساز نیست. (*)



*
- گفت‌وگو با سعدالله زارعی، کارشناسی مسایل سیاسی



 

 

 

 

 

 صفحه اصلی 

 ترجمه : English

 

 

 نکته ها

 مقالات

 يادداشت
 گفتگو

 خبر ویژه

 آرشیو اخبار
 گالری عکس
 ارتباط با ما

  پیوندها

 زندگي رهبر

 علما و بزرگان

 درسهايي ازقرآن

 

 

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به وصال نیوز می باشد.