مقالات

  وصال نور   اصلی  

    پیوندها

  درسهايي ازقرآن

  اخبار  
    ارتباط با ما   زندگي زيباي رهبر   اقتصادی  
    آرشیو اخبار   علما و بزرگان دين   فرهنگی  
    گالری عکس   ماه روبافان فارسیان   سیاسـی  

           امروز   :                              سال: 1389     سال همت مضاعف و کار مضاعف گرامی باد                                                                  اَللّهُمَّ  كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ  الْحَسَنِ         صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ         في هذِهِ السّاعَةِ  وَ في كُلِّ الساعَةٍ              وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دليلاً وَ عَيْناً        حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً       و  َتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً                             |     ........  ايرانيان غيور در سراسر دنيا يكپارچه از بهره مندي انرژي صلح آميز هسته اي بعنوان حق مسلم خود دفاع مي كنند          

 
 
 

 

 

 الصلاة   

       علی 

   حی

www.fmco.ir

 فرش سجاده ای نماز

 

         10-12-1389

 ژنرال "كيت الكساندر " فرمانده قرارگاه سايبري آمريكا طي سخناني در حضور كميته‌ نيروهاي مسلح مجلس سنا به تشريح وضعيت فرماندهي سايبري ايالات متحده پرداخته است.
 ژنرال "كيت الكساندر " مسئول فرماندهي سايبري آمريكا طي مراسمي كه در كنگره آمريكا برگزار شد، در حضور كميته‌ نيروهاي مسلح مجلس و نمايندگان كنگره در تاريخ 23 سپتامبر 2010 به تشريح وضعيت فرماندهي سايبري ايالات متحده پرداخته است.

ژنرال الكساندر در اين مراسم با بيان اينكه " فرماندهي سايبري آمريكا يك فرماندهي متحد و زيرمجموعه‌‌اي از فرماندهي راهبردي آمريكا است "، اظهارداشت: ما دو نهاد از فرماندهي راهبردي آمريكا، يعني قرارگاه مشترك جنگ شبكه‌اي و گروه مشترك عمليات‌هاي شبكه‌اي جهاني را همراه با كاركناني كه پل ارتباطي بين اين دو سازمان بودند، در هم ادغام كرده‌ايم.

وي افزود: هنگامي‌كه ستاد فرماندهي سايبري آمريكا به ظرفيت عملياتي كامل برسد، بايد حدود 1100 نفر پرسنل عمدتاً مقامات نظامي و تعدادي مقامات غيرنظامي و پشتيباني متمركز پيماني درجا داشته باشد.

ژنرال الكساندر در بخش ديگري از سخنان خود به اعضاي كنگره گفت: اين امكان وجود دارد كه منابع ذخيره شده از تعطيلي دفتر معاونت "شبكه‌ها و تلفيق اطلاعات " وزارت دفاع، باعث تقويت فرماندهي سايبري آمريكا شود و نيازمندي‌هاي اين فرماندهي، در كنار نيازمندي‌هاي قسمت‌هاي ديگر وزارت‌خانه، اكنون تحت بررسي هستند و در بودجه‌ سال مالي 2012 لحاظ خواهند شد.

وي تأكيد كرد: آنچه ما به عنوان فرماندهي سايبري آمريكا انجام مي‌دهيم، در بيشتر موارد از طريق فرماندهي سايبري نيروهاي مسلح، يعني ناوگان فرماندهي سايبري نيروي دريايي، نيروي هوايي بيست‌وچهارم، و فرماندهي سايبري نيروهاي تفنگدار دريايي انجام خواهد گرفت، ما از نزديك با ستاد مشترك، قرارگاه‌هاي رزمي، و نيروهاي مسلح كار مي‌كنيم تا يك راه بهينه را براي فرماندهي سايبري آمريكا تعيين كنيم كه از آن طريق بتواند فرماندهي و كنترل خود را بر واحدهاي تشكيل دهنده‌ مرتبط با هر يك از اين اجزا اعمال نمايد.

فرمانده قرارگاه سايبري آمريكا در بخش ديگري از اظهارات خود يادآور شد: ما از پشتيباني آژانس سيستم‌هاي اطلاعات دفاعي (DISA) نيز كه وظيفه‌ طراحي، خريد و نگهداري زيرساخت ارتباطي وزارت دفاع را به‎عهده دارد، برخورداريم، اين سازمان براي چندين دهه شبكه‌هاي وزارت دفاع را اداره كرده است و در پيشرفت ما نقش مهمي ايفا مي‌كند.

به گفته ژنرال الكساندر، انتقال قريب‌الوقوع آن به Fort Meade باعث ايجاد يك ارتباط كاري نزديكتر بين DISA، NSA/CSS و فرماندهي سايبري خواهد شد و به ما كمك خواهد كرد تا تضمين كنيم كه طراحي زيرساخت آينده‌ ارتباطات حكومتي در هماهنگي نزديك با سازمان‌هاي بسياري كه در زمينه‌ امنيت شبكه شناخته شده هستند، انجام خواهد شد.

« ايجاد يك فرماندهي جديد در ارتش آمريكا، محيط راهبردي در فضاي سايبري، جهت طرح‌هاي فرماندهي سايبري آمريكا، فعال نمودن و تقويت كردن دفاع گروهي در سيستم ارتش آمريكا و استفاده از برتري‌هاي تكنولوژي ارتش آمريكا از ديگر محورهاي سخنراني ژنرال "كيت الكساندر " مسئول فرماندهي سايبري آمريكا در جمع نمايندگان كنگره بود.

خبرگزاري فارس به دليل اهميت مباحث مطرح شده در چندين بخش سخنان وي فرمانده قرارگاه سايبري ارتش آميكا را منتشر كرد. آنچه در پي مي‌آيد متن كامل سخنان ژنرال كيت الكساندر در جمع نمايندگان مجلس سنا و كنگره آمريكا است:

« آقاي اسكلتون - رئيس - آقاي مك كئون - نايب رئيس - و اعضاي محترم كميته‌ نيروهاي مسلح، از اينكه امروز مرا دعوت كرديد تا به عنوان نماينده‌ مردان و زنان خارق‌العاده‌ فرماندهي جديد سايبري آمريكا اولين گزارش وضعيت اين فرماندهي را ارائه دهم، از شما تشكر مي‌نمايم. در واقع، مي‌خواهم اظهارات خودم را با تشكر مجدد از شما و همكارانتان در كنگره آغاز كنم، كه كمك كرديد تا در مسير رويارويي با تهديدات و نگراني‌هاي پيش روي ملتمان، تشكيل اين فرماندهي محقق گردد. ما كار بزرگي پيش‌رو داريم، نه تنها از نظر انجام ماموريت خود، بلكه از اين نظر كه بايد تضمين نماييم كه ملتمان آنچه را كه شما، و كاخ سفيد، و وزارت دفاع انجامش را بر عهده‌ ما گذاشته‌ايد، درك بنمايد. مي‌خواهم از اين فرصت استفاده كنم تا توضيح دهم كه چگونه به اين كار حياتي نگاه مي‌كنيم و چگونه خود را براي رويارويي با چالش‌هاي آن مهيا مي‌سازيم. من اين تذكرات را به صورت يك دعوت به گفتگو در مورد نقش‌ها، ماموريت‌ها، و قابليت‌هاي وزارت دفاع در فضاي سايبري تلقي مي‌كنم، و مشتاقم تا ديدگاه‌هاي شما را در مورد چگونگي اقداماتمان بشنوم.

اما، پيش از اينكه ادامه دهم، بايد از همكاران بسياري كه هم در زمينه‌ تاسيس فرماندهي سايبري آمريكا، و هم در كار ساختن امكانات آن به ما كمك كرده‌اند، نيز تشكر نمايم. بدون رهبري مستمر رئيس‌جمهور اوباما، رابرت گيتس (وزير دفاع)، ويليام لين (معاون وزير دفاع)، ژنرال كوين چيلتون، و بسياري ديگر از جمله جانت ناپوليتانو (وزير امنيت كشور)، جيمز كلاپر (مدير اطلاعات ملي) مايكل مولن (رئيس ستاد مشترك)، جيمز كارترايت (معاون ستاد مشترك)، ژنرال ديويد پترائوس، درياسالار [آدميرال] رابرت ويلارد، ژنرال دانكن مك‌ناب، درياسالار جيمز استاويرديس، كريس اينگليس (معاون سازمان امنيت ملي)، شريل رابي (معاون وزير دفاع در امور شبكه‌ها و تلفيق اطلاعات)، و ژنرال كارول پالت، فرماندهي سايبري و پيشرفت اوليه‌ آن ممكن نمي‌گشت. ما همچنين قدرداني خود را از كاخ سفيد، فرماندهي راهبردي آمريكا، آژانس امنيت ملي (NSA)، آژانس سيستم‌هاي اطلاعاتي دفاعي (DISA)، و همكارانمان در جامعه‌ اطلاعاتي، نيروي انتظامي، امنيت داخلي، و صنعت اعلام مي‌كنيم. اين فهرست، اگرچه گسترده است، اما كامل نيست، و افراد بسياري در اين زمينه همكاري‌هاي برجسته‌اي داشته‌اند كه همه‌ آنها را نمي‌توان نام برد.

هدف من اين است كه آنچه را كه در فرماندهي سايبري آمريكا در جريان است برايتان توضيح دهم. ابتدا يك ديدگاه كلي درباره‌ اين موضوع ارائه خواهم كرد كه "فكر مي‌كنيم در كجاي كار هستيم " - هم در ساختن فرماندهي جديد و هم از نظر چالش‌هايي كه نياز به ايجاد يك فرماندهي سايبري را باعث شده‌اند - و سپس به شما خواهم گفت كه براي انجام ماموريتي كه به عهده‌مان گذشته شده، با چه برنامه‌اي جلو خواهيم رفت.

ايجاد يك فرماندهي جديد

فرماندهي سايبري آمريكا يك فرماندهي متحد و زير مجموعه‌‌اي از فرماندهي راهبردي آمريكا است. ما دو نهاد از فرماندهي راهبردي آمريكا، يعني قرارگاه مشترك جنگ شبكه‌اي و گروه مشترك عمليات‌هاي شبكه‌اي جهاني را همراه با كاركناني كه پل ارتباطي بين اين دو سازمان بودند، در هم ادغام كرده‌ايم. هنگاميكه ستاد فرماندهي سايبري آمريكا به ظرفيت عملياتي كامل برسد، بايد حدود 1100 پرسنل - عمدتا مقامات نظامي و تعدادي مقامات غيرنظامي - و پشتيباني متمركز پيماني درجا داشته باشد. ما در اين فرماندهي در عين حال كه عمليات‌هاي فضاي سايبري را در پشتيباني از وزارت دفاع و وزارتخانه‌‌ها و دستگاه‌‌هاي ديگر اجرا مي‌كنيم، مي‌خواهيم يك توان سايبري تقويت‌شده را بوجود بياوريم؛ از يك نظر، كار ما به اين مي‌ماند كه موتور يك ماشين مسابقه‌اي را در سرعت بالا تعويض كني!

بر اساس راهبرد بهره‌وري اعلام شده از سوي وزير دفاع، ما مشغول بررسي اين موضوع هستيم كه چگونه مي‌توانيم از اين برنامه‌ مهم پشتيباني كنيم، و اينكه اين راهبرد چه تاثيري مي‌تواند بر ما در فرماندهي سايبري آمريكا داشته باشد. اين امكان وجود دارد كه منابع ذخيره شده از تعطيلي دفتر معاونت "شبكه‌ها و تلفيق اطلاعات " وزارت دفاع، باعث تقويت فرماندهي سايبري آمريكا گردد. نيازمندي‌هاي اين فرماندهي، در كنار نيازمندي‌هاي قسمت‌هاي ديگر وزارت‌خانه، اكنون تحت بررسي هستند و در بودجه‌ سال مالي 2012 لحاظ خواهند شد.

به طوريكه بعد از ظهر امروز به سمع كميته‌ فرعي "تروريسم و تهديدها و قابليت‌هاي نامتعارف " خواهد رسيد، بخش‌هاي سايبري نيروهاي مسلح در فرماندهي سايبري به ما كمك مي‌كنند. در واقع، آنها افرادي هستند كه بيشتر كار وزارت دفاع در فضاي سايبري را انجام مي‌دهند. آنچه كه ما به عنوان فرماندهي سايبري آمريكا انجام مي‌دهيم، در بيشتر موارد از طريق فرماندهي سايبري نيروهاي مسلح، يعني ناوگان فرماندهي سايبري نيروي دريايي، نيروي هوايي بيست‌وچهارم، و فرماندهي سايبري نيروهاي تفنگدار دريايي انجام خواهد گرفت. ما از نزديك با ستاد مشترك، قرارگاه‌هاي رزمي، و نيروهاي مسلح كار مي‌كنيم تا يك راه بهينه را براي فرماندهي سايبري آمريكا تعيين كنيم كه از آن طريق بتواند فرماندهي و كنترل خود را بر واحدهاي تشكيل دهنده‌ مرتبط با هر يك از اين اجزا اعمال نمايد. مشتاقانه منتظر اين هستم كه در آينده‌اي نزديك در اين باره به شما گزارش دهم.

آژانس امنيت ملي (NSA) تخصص‌ لازم براي فعاليت‌هاي ما را، هم در زمينه‌ پشتيباني از انجام ماموريت ما و هم از نظر پشتيباني روز به روز، در اختيار ما مي‌گذارد. به طوريكه مي‌دانيد، من سرپرستي NSA و رياست سرويس امنيت مركزي (CSS) را نيز بر عهده دارم. زيرساخت و تخصص اين دو سازمان تا بدينجا در پيشرفت ما نقشي حياتي داشته‌اند. اساس آنچه كه NSA/CSS انجام مي‌دهند، با رشد فرماندهي سايبري تغيير نخواهد كرد. اين سازمان‌ها كماكان عهده‌دار هدايت جامعه‌ رمزنگاري آمريكا در جبهه‌هاي هوش مخابراتي و تضمين اطلاعات خواهند بود. متخصصين شاغل در NSA/CSS سابقه‌اي از موفقيت و مهارت دارند، و فرماندهي سايبري به عنوان يك مشتري از اين قابليت‌ها استفاده خواهد كرد. ما در NSA/CSS و فرماندهي سايبري مي‌بينيم كه دنيا تا چه حد در حال شبكه‌اي شدن است. NSA/CSS هر چه بيشتر خود را در حال انجام ماموريت‌هاي سنتي هوش مخابراتي و تضمين اطلاعات در حوزه‌ سايبري مي‌يابد. با پا گرفتن فرماندهي سايبري، بوجود آوردن يك همكاري با NSA/CSS به منظور بهره‌مندي از كفايت ديرين اين سازمان و توانمندي‌هاي برجسته‌ آن - بخصوص تعهد عميق آن براي پشتيباني از عمليات‌هاي نظامي كنوني و فرآيندهاي پخته‌ آن در ارائه‌ اطلاعات در عين احترام به حريم خصوصي و آزادي‌هاي مدني شهروندان آمريكا - حياتي خواهد بود. استقرار فرماندهي سايبري در كنار NSA/CSS اكنون و در بلندمدت به نفع سازمان خواهد بود؛ اين كار ما را قادر خواهد ساخت تا يك همكاري حياتي را پي‌ريزي كنيم، از اطلاعات براي تقويت دفاع استفاده كنيم، و كمك خواهد كرد تا ماموريت‌هاي مربوطه‌ خود را با هماهنگي انجام دهيم - البته با اين تضمين كه به تعهد خود در قبال قانون و حريم خصوصي شهروندانمان احترام خواهيم گذاشت و پايبند خواهيم بود.

نكته‌ آخر اينكه، ما از پشتيباني آژانس سيستم‌هاي اطلاعات دفاعي (DISA) نيز كه وظيفه‌ طراحي، خريد، و نگهداري زيرساخت ارتباطي وزارت دفاع را بر عهده دارد، برخورداريم. اين سازمان براي چندين دهه شبكه‌هاي وزارت دفاع را اداره كرده است و در پيشرفت ما نقش مهمي ايفا مي‌كند. انتقال قريب‌الوقوع آن به Fort Meade باعث ايجاد يك ارتباط كاري نزديكتر بين DISA، NSA/CSS و فرماندهي سايبري خواهد شد، و به ما كمك خواهد كرد تا تضمين نماييم كه طراحي زيرساخت آينده‌ ارتباطات حكومتي در هماهنگي نزديك با سازمان‌هاي بسياري كه در زمينه‌ امنيت شبكه شناخته شده هستند، انجام خواهد شد.

محيط راهبردي در فضاي سايبري

ويليام لين (معاون وزير دفاع) اخيرا عنوان كردند كه "گرد هم آوردن اطلاعات، تهاجم و دفاع در زير يك سقف " كليد فرماندهي سايبري است. اين كار واقعا چگونه عملي خواهد شد؟ قبل از توضيح برنامه‌هاي خود براي فرماندهي سايبري، بد نيست درباره‌ چيزي كه "تصوير عملياتي مشترك " مي‌ناميم، توضيحاتي ارائه كنم. ابتدا لازم است درباره‌ محيطي كه فرماندهي ما در آن فعاليت خواهد كرد، و اينكه اين محيط چگونه در حال تغيير است، توضيح داده و بازيگراني را كه به همراه ما در اين محيط حضور دارند - و برخي از آنها زمينه‌ نگراني ما را فراهم مي‌سازند - تشريح نمايم.

فرماندهي سايبري يك "حوزه‌ مسئوليت " منحصربه‌فرد دارد كه در واقع ويژگي‌ها و ابعاد آن‌را به طور مداوم تغيير مي‌دهد. براي مثال، از سال 2000 بدين‌سو استفاده از اينترنت در جهان 4 برابر شده است. در سال 2009 بيش از 1.8 ميليارد كاربر اينترنت و 4.6 ميليارد مشترك تلفن همراه وجود داشت؛ اين تعداد روي هم‌رفته حدود 90 تريليون ايميل ارسال كردند. فضاي سايبري از اين نظر از هميشه "بزرگتر " است. و همچنين در عين حال پهناي باند وسيع‌تر، و موتورهاي جستجو قدرتمندتر از هميشه هستند، و بنابراين از يك جنبه‌ ديگر فضاي سايبر "كوچكتر " شده است، و افراد بيشتر و بيشتري هم‌زمان مي‌توانند با يكديگر مرتبط گردند.

ارتش آمريكا حدود 20 سال پيش فكر كردن درباره‌ مسائل سايبري را رسما شروع كرد. در نگاه اول درك فضاي سايبري ممكن است مشكل باشد - صحبت كردن ماشين‌ها با ماشين‌هاي ديگر چه معنايي دارد، و اين موضوع چگونه بر روي ما در دنياي واقعي تاثير مي‌گذارد؟ ستاد مشترك ارتش در دهه‌ گذشته فضاي سايبري را يك "حوزه " قلمداد مي‌كرد، اما در شرايطي كه اين حوزه با حوزه‌هاي ديگر اين‌قدر تفاوت دارد، منظور از آن چه مي‌تواند باشد؟ راه درك آن اين است كه بفهميم فضاي سايبري چه چيزي است، و چه چيزي نيست.

اجازه دهيد يك مثال كوتاه عرض كنم. من بتازگي يك "آي‌پد " (iPad) خريدم. قابليت‌هاي آن از كامپيوترهاي بيست سال پيش ناسا خيلي بيشتر است. با اين حال مواد فيزيكي به كار رفته در داخل آن وسيله به خودي خود و به تنهايي ارزش چنداني ندارند. آنچه كه آن اجزا را ارزشمند مي‌سازد، داده‌هاي داخل آنها و پردازش‌هاي منطقي‌ هستند كه به آن داده‌ها معنا مي‌دهند. اين ارزش همچنين از طريق مجموعه‌اي از گام‌ها، كه هر يك نمايانگر تجمع صدها يا هزاران استعداد و همكاري فردي است، به اين دستگاه تزريق شده است. اگر به ابزار و مواد فوق‌العاده ويژه‌اي كه در ساختن آن به كار رفته‌اند، و سپس ميليون‌ها سطر كدهاي كامپيوتري سازنده‌ سيستم عامل و برنامه‌هاي آن - بگذريم از نرم‌افزارهاي آن - فكر كنيد، به پيچيدگي دنياي جديدمان و نحوه‌ گرايش اقتصاد و جامعه به سمت يك فرهنگ اطلاعاتي پي خواهيد برد؛ فرهنگي كه در آن ثروت بيش از آنكه در توانايي فيزيكي براي دستكاري اشيا ريشه داشته باشد، از دانش چگونگي كاركردن آن اشيا در كنار يكديگر نشات مي‌گيرد.

دنيا در حال تغيير دادن حافظه‌ جمعي و ظرفيت بيان منظور خود به اشكال ديجيتال است. اين ثروت همچنين در راه‌هايي (دقت كنيد كه در اينجا از واژه جاها استفاده نمي‌كنم) نهفته است كه به طور فزاينده‌‌اي در دسترس ديگران قرار دارد. زمان و مسافت در حوزه‌ سايبر كمتر از هر حوزه‌ ديگر مرتبط هستند. تلفن‌ها و كامپيوترها و راديوها اساسا در حال ادغام هستند. اين بدين معناست كه زيرساخت ارتباطاتي ما را عمدتا كامپيوترهايي كه با كامپيوترهاي ديگر صحبت مي‌كنند، تشكيل مي‌دهند. و فراموش نكنيد كه هر يك از آن كامپيوترها نه تنها داده‌ها را منتقل مي‌كنند، بلكه آنها را- در مقادير نجومي - ذخيره هم مي‌نمايند. راديوهاي ما به كشو پرونده‌هاي ما تبديل شده‌اند، و بالعكس، و به قدري كوچك شده‌اند كه آنها را در جيب خود حمل مي‌كنيم، و برگشتي به زماني ساده‌تر وجود ندارد.

از نظر نظامي اين چه معنايي مي‌تواند داشته باشد؟ حوزه‌ سايبر از برخي جهات شبيه حوزه‌ هوا است. هر دوي اين‌ها قلمروي هستند كه هيچ ارتباطي با نقشه‌هاي نظامي نداشتند، تا اينكه ناگهان يك فن‌آوري جديد دسترسي به آنها را ميسر ساخت. صد سال پيش ارتش‌هاي جهان مجبور شدند نبرد در هوا را ياد بگيرند، و مجبور شدند اين كار را در بحبوحه‌ جنگ جهاني اول انجام دهند. ما متوجه شديم كه هيچ يك از نيروها [زميني، هوايي،...] نمي‌توانند كل حوزه‌ هوا را در اختيار بگيرند يا ادعاي استفاده‌ انحصاري از آن را داشته باشند؛ همه‌ نيروها به دسترسي نياز دارند، همه به توانمندي نياز دارند، و همگي در نبرد مشترك سهيم هستند. تشابهات با فضاي سايبر روشن به نظر مي‌رسند: آزادي عمل در فضاي سايبر، همانند آزادي مانور در هوا، براي استفاده‌ موثر از نيروها در تمامي حوزه‌ها حياتي است. به همين نحو، از دست رفتن چنين آزادي‌ مي‌تواند توانمندي‌هايي را كه در حوزه‌هاي ديگر بوجود آورده‌ايم مختل نمايد.

فضاي سايبر مملو از ميلياردها بازيگر است. طبقه‌بندي آنها به عنوان دوست و دشمن مي‌تواند مشكل باشد. در واقع هر كس كه وارد وب مي‌شود، خود را در حوزه‌اي قرار مي‌دهد كه تنها براي مقاصد سازنده مورد استفاده قرار نمي‌گيرد، بلكه همزمان يك محل بالقوه براي مقاصد مجرمانه و خصمانه است. در اين حوزه هيچ مامني براي افراد بي‌گناه وجود ندارد. هنگاميكه افراد وارد فضاي سايبر مي‌شوند، ناخواسته ممكن است قرباني طيفي از بازيگران بدانديش، از جمله ارتش‌هاي كشورهاي مختلف گردند. سرقت دارايي معنوي مي‌تواند مقياسي غيرقابل تصور داشته باشد؛ اما در گذشته فاتحان مجبور بودند قبل از تاراج يك شهر آن را اشغال نمايند. اكنون كه ثروت به طور روزافزون ديجيتال شده است، جاسوسي اقتصادي براي برتري تجاري و تكنولوژيكي يك رويداد روزمره شده است. و آنچه كه ما را نگران مي‌سازد، تنها سرقت نيست. بيش از پيش شاهد هستيم كه كشورها استفاده از ابزارهاي سنتي قدرت در فضاي سايبر را گسترش مي‌دهند. به طور روزافزون شاهد فعاليت‌هايي در فضاي سايبر هستيم كه از پتانسيل تهديد امنيت ملي برخوردار هستند.

به عبارت ديگر، رقابت و حتي مناقشه در فضاي سايبر يك واقعيت‌ رايج است. در واقع فرماندهي سايبري آمريكا هر روز عمر كوتاهش را "در نبرد " بوده است. شبكه‌هاي وزارت دفاع، كه وظيفه‌ دفاع از آنها را بر عهده داريم، در هر ساعت حدود 250 هزار بار مورد كاوش قرار مي‌گيرند. به عنوان مثالي ديگر، وزارت دفاع اذعان كرد كه تا سال 2006، 10 تا 20 ترابايت داده از راه دور از NIPRNet - شبكه‌ طبقه‌بندي نشده‌ اما حساس ما كه به اينترنت متصل است - بيرون كشيده شده بود. از آن گذشته، با اينكه حتي كاربران بي‌تفاوت اينترنت هم در مورد بدافزارهاي مورد استفاده براي كنترل، بهره‌برداري و اخلال در كامپيوترها شنيده‌اند، ابزارهاي جديدي در حال ظهور هستند كه مي‌توانند به سيستم‌ها آسيب بزنند يا آنها را نابود كنند. اين گرايش اخير به سمت عملياتي‌سازي ابزارهاي سايبري به عنوان يك سلاح براي آسيب زدن يا تخريب، يكي از نگراني‌هاي اصلي ما در فرماندهي سايبري است.

به علاوه، مناقشه در فضاي سايبر به شدت نامتقارن است. بازيگران كوچك استطاعت خريد ابزارها و استفاده از آنها براي تقويت نفوذ خود را دارند؛ گزارشات مطبوعاتي اخير مبني بر دستگيري چند نفر در اروپا به اتهام ايجاد "بات‌نت ماريپوسا " [Mariposa botnet] - مجموعه‌اي از 13 ميليون كامپيوتر كه براي مقاصد مجرمانه به كار گرفته شده بودند - شاهد اين مدعا است. ابزارهايي كه اين بازيگران مي‌توانند به كار بگيرند تقريبا گمنام هستند، يك [نرم‌افزار] مدافع گاها مي‌تواند بفهمد كه يك حمله از كجا انجام مي‌گيرد، اما اين كار مي‌تواند وقت‌گير باشد. اين بدين معناست كه "نسبت دادن " حمله در فضاي سايبر پرهزينه و نسبتا غير معمول است. "هزينه‌اي " كه يك دشمن براي بدست آوردن يك توانمندي - يك ابزار يا سلاح - پرداخت مي‌كند مي‌تواند جزئي باشد؛ اما هزينه و اثري كه بر قرباني وارد مي‌شود مي‌تواند بسيار بالا باشد.

اين هزينه‌ها مي‌توانند از جانب ارتش يك كشور يا يكي از سرويس‌هاي اطلاعاتي آن، يا از سوي مجرمان سايبري، يا صرفا توسط يك اشتباه نرم‌افزاري تحميل شوند. تشخيص دادن يك بازيگر از ديگري و استنباط نيات آنها مي‌تواند بسيار مشكل باشد. البته همه‌ اتفاقاتي كه بر شبكه‌هاي ما تاثير مي‌گذارند به سطح تهديد امنيت ملي نمي‌رسند. به خاطر سپردن اين نكته حائز اهميت است كه بنا به تعريف داخلي و همچنين تعريف كنوانسيون بين‌المللي جرايم سايبري، هك‌كردن، انتشار بدافزار، و ديگر فعاليت‌هاي حاوي سوء‌نيت جرم محسوب شده و بنابراين پيامدهاي قانوني دارند. حتي اگر بتوانيد يك نفوذ را شناسايي كرده و بدانيد كه از يك دشمن نشات مي‌گيرد، معمولا نمي‌توانيد يك عمليات اطلاعاتي را از يك عمليات نظامي تشخيص دهيد. كاوش سيستم شما از جانب شخصي كه آن را انجام مي‌دهد، با چه نيتي صورت مي‌گيرد؟ آيا پيش‌زمينه‌ تلاش براي نقشه‌برداري شبكه‌ شماست، يا سرقت اطلاعات شما، يا دست بردن در داده‌هاي شما يا خواباندن كل شبكه؟ مهارت‌هاي لازم براي انجام هر يك از اين اقدامات اساسا با مهارت‌هاي مورد نياز براي اقدامات ديگر متفاوت نيستند. سردرگمي و نگراني بوجود آمده بر سر كرم به ظاهر بي‌ضرر "كانفيكر " [Conficker worm]، كه از سال 2008 تاكنون ميليون‌ها كامپيوتر را آلوده كرده است، تنها يك سرنخ در مورد اختلالي است كه ابزارهاي سايبري مضر مي‌توانند به بار بياورند.

بازدارندگي در اين حوزه با تمامي حوزه‌هاي ديگر فرق مي‌كند. به طوريكه ژنرال "چيلتون " بهار گذشته برايتان عنوان كرد، بازدارندگي بمانند دوران جنگ سرد موثر نخواهد بود. حملات هكرها و مجرمان مي‌تواند تاثيراتي در اندازه‌هاي كشورها داشته باشد؛ در واقع، "انتشار " تصادفي يك بدافزار ممكن است همان كار را انجام دهد، و مساله‌ نسبت دادن حمله به يك بازيگر بخصوص نيز كماكان مشكل يا غيرممكن باقي مي‌ماند. ما مجبوريم بازدارندگي را از نو، و از جنبه‌هاي گوناگون مطالعه كنيم، و در مورد اختياراتمان شفافيت كسب كنيم. همانطور كه "سان تزو " عنوان كرده، ما بايد محيط سايبر و توانمندي‌هاي دشمنانمان و همچنين توانمندي‌هاي خودمان را درك كنيم. اين كار آسان نخواهد بود، و قرار نيست به اين زودي‌ها نتيجه بدهد. اگر يك چيز از جنگ سرد ياد گرفته باشيم، اين است كه حصول يك بازدارندگي باثبات ممكن است سال‌ها طول بكشد، و آن حاصل برنامه‌ريزي، تحليل، و گفتمان در بين حكومت، دانشگاه، و صنعت و همچنين ملت‌هاي ديگر خواهد بود. بازدارندگي سايبري مستلزم شناخت شرايط، و پيشرفت در توانمندي‌هاي دفاعي و تهاجمي است كه دشمنانمان مي‌دانند در صورت لزوم از آنها استفاده خواهيم كرد.

جهت و طرح‌هاي فرماندهي سايبري آمريكا

فرماندهي سايبري آمريكا سه خط عملياتي اصلي دارد. ما عمليات‌ها و دفاع از شبكه‌ جهاني اطلاعات را هدايت مي‌كنيم تا وزارت دفاع بتواند ماموريت‌هايش را انجام دهد؛ ما آماده‌ايم تا بنا به دستور دست به عمليات‌هاي سايبري تمام عيار بزنيم، و آماده‌ايم تا از آزادي عمل كشورمان در فضاي سايبر دفاع نماييم.

از يك نظر، هيچ يك از اين كارها جديد نيستند. با گسترش شبكه‌ وزارت دفاع و اتكاي بيش از پيش آنها به اينترنت عمومي در ده سال گذشته، نياز به سازماندهي بهتر در فضاي سايبر آشكار شد. ما در آمريكا چندين برنامه‌ سازماني را براي هر يك از اين سه ماموريت امتحان كرده‌ايم، و در نتيجه‌ اين سير تكاملي، دو درس سران وزارت دفاع را تحت تاثير قرار دادند. آنچه كه تازگي دارد، نحوه‌ به كار بستن آن درس‌ها در فرماندهي سايبري است. اولين درس سپردن فرماندهي و كنترل شبكه‌ها و عمليات‌هاي نظامي به سازماني است كه از يك ديدگاه جهاني در مورد آسيب‌پذيري‌ها، تهديدها، و چالش‌هاي پيش روي كشورمان برخوردار باشد؛ به همين دليل است كه فرماندهي راهبردي آمريكا، در داخل وزارت دفاع، مسئوليت عمليات‌هاي نظامي را در فضاي سايبري در اختيار دارد و آن را به فرماندهي سايبري آمريكا تفويض مي‌نمايد. دومين درسي كه آموخته‌ايم اين است كه بين افرادي كه 15 هزار شبكه‌ اين وزارتخانه را مي‌گردانند و همكاران آنها كه مسئول مراقبت و واكنش به فعاليت‌هاي خصمانه هستند، بايد يك هماهنگي دقيق ايجاد گردد. به طور خلاصه، تخصص‌هايي كه قبلا به موازات هم در جريان بودند بايد به طور مداوم با يكديگر تلفيق گردند، در غير اين‌صورت حاكميت نخواهد توانست به يك آگاهي مناسب از شرايط، و طيف كاملي از گزينه‌ها دست پيدا كند.

هزينه‌اي كه ممكن است در قبال نداشتن چنين هماهنگي‌ بپردازيم، مي‌تواند بالا باشد. يك حادثه در اواخر سال 2008 باعث برجسته شدن اين نكته براي سران وزارت دفاع گرديد، و البته به ما كمك كرد تا قالبي را براي "عملياتي‌سازي " مديريت بخش فضاي سايبري در وزارت دفاع طراحي كنيم. عمليات Buckshot Yankee پاسخ ما به آلودگي بسيار جدي يك شبكه‌ طبقه‌بندي شده‌ در فرماندهي مركزي آمريكا بود. آنچه كه اتفاق افتاد اين بود كه پرسنل نظامي آمريكا در خاورميانه از حافظه‌هاي فلش‌ استفاده مي‌كردند غافل از اينكه با اين كار بدافزاري را وارد سيستم مي‌كردند كه توسط يكي از سرويس‌هاي جاسوسي بي‌گانه‌ در آنها جاسازي شده بود. نتيجه‌ اين آلودگي چيزي بود كه معاون وزير دفاع، آقاي لين، آن را يك "اشغال ساحل ديجيتالي " در شبكه‌هايمان ناميد كه چنانچه توسط مجموعه‌اي از تلاش‌هاي اطلاعاتي و نظامي شناسايي، تحليل و خنثي نمي‌گشت، مي‌توانست به طور خطرناكي از سوي يك دشمن مورد بهره‌برداري قرار بگيرد. بدافزار فوق‌الذكر نشان‌دهنده‌ مهارت و عزم دشمنان ما، و بنابراين فوريت افزايش آمادگي براي مقابله با تلاش بعدي جهت نفوذ به سيستم‌هاي حساسمان بود.

در عين حال، واكنش ما در عمليات Buckshot Yankee، سران وزارت دفاع را در مورد وجود پتانسيل براي يك همكاري بواسطه‌ تركيب عمليات‌هاي شبكه‌اي با دفاع پويا، و قابليت انجام تهاجم متقاعد ساخت.

عمليات Buckshot Yankee مي‌بايست هرگونه تصور را در مورد اينكه شبكه‌هاي وزارت دفاع در خطر نيستند، از بين برده باشد. معاون وزارت دفاع پنج اصل را براي راهبرد اين وزارت‌خانه در فضاي سايبري برشمرده‌اند، و اين اصول راهنماي تلاش‌هاي ما در ساختن فرماندهي سايبري و آغاز عمليات‌هاي آن هستند. فرماندهي سايبري تنها شركت كننده در اين زمينه‌ از فعاليت‌ها نيست، اما در همه‌ آنها همراه با همكاران خود رهبري را بر عهده دارد.

قبل از همه به ياد داشته باشيد كه فضاي سايبر يك حوزه‌ قابل دفاع است. براي درك چگونگي كاربرد هنر جنگ در حوزه‌ سايبر بايد اين حوزه را همانند حوزه‌هاي ديگر مطالعه مي‌كنيم. ما بايد توپوگرافي آن را همراه با چالش‌هاي محيطي و فرهنگ آن ياد بگيريم، درست همانطور كه در مورد هر "مكان " ديگري كه ممكن است مجبور شويم از كشور و منافع آن دفاع كنيم انجام مي‌دهيم. اجازه دهيد در مورد آنچه كه بايد انجام گردد مثالي ارائه كنم. وزارت دفاع از روي تجربه ياد گرفته است كه نيروهاي عملياتي خود را نه بر اساس نيروها [زميني، دريايي و...]، كه با توجه به ماموريت سازماندهي نمايد. در اين نوع سازماندهي هر فرمانده جغرافيايي كنترل عناصر و نيروهاي مشتركي را كه در يك يا چند حوزه در قلمرو وي فعاليت مي‌كنند، بر عهده دارد. فرماندهي راهبردي آمريكا اين قالب را با كنترل نيروهايي كه به تمام نقاط جهان دسترسي دارند ( و استفاده از آن هميشه بر منافع ملي دلالت دارد) با ظرافت گسترش مي‌دهد. اما فرماندهي و كنترل در فضاي سايبر هنوز هم پيچيده است.

عمليات‌هاي شبكه‌هاي كامپيوتري مي‌توانند منطقه‌اي و در عين حال جهاني باشند، و مي‌توانند آثاري داشته باشند كه به پاي سلاح‌هاي كشتار جمعي مي‌رسند. وسايلي كه دسترسي ما به فضاي سايبر را مهيا مي‌سازند در جهان فيزيكي وجود دارند، و از ديدگاه ارتش متعارف مي‌توانيم بگوييم كه آنها هميشه در داخل حوزه‌ مسئوليت بعضي از فرماندهي‌هاي جغرافيايي قرار دارند - اما مي‌توانند آثاري ايجاد كنند كه بسيار دورتر از حيطه‌ مسئوليت يك فرماندهي ثانويه روي مي‌دهند، و ممكن است قادر باشند اين كار را بواسطه‌ كاربران ناآگاه و ابزارهاي آنها واقع در يك ناحيه‌ فرماندهي رده‌ سوم انجام دهند. در چنين موردي كدام فرمانده هدايت ماموريت را عهده‌دار خواهد بود، و آيا اقدام نظامي مناسب است؟ كدام فرماندهي پشتيباني مي‌شود، و كدام يك پشتيباني مي‌كند؟ در فضاي سايبر، چنين سوالاتي بايد به سرعت اينترنت پاسخ داده شوند، و بايد مسئوليت‌ها و تعهدات ما به موجب قوانين و هنجارهاي بين‌المللي را مد نظر قرار دهند. براي مثال، آمريكا تاييد كرده است كه قانون بين‌المللي مناقشه‌ مسلحانه، كه ما در مورد جنگ سينتيك به كار مي‌بريم، در مورد اقدامات انجام شده در فضاي سايبر نيز صدق خواهد كرد. البته جزئيات اين كار با توجه به ويژگي‌هاي منحصر به‌فرد فن‌آوري اينترنت هنوز مشخص نشده است. در واقع در فضاي سايبر يك فرماندهي مي‌تواند در آن واحد هم پشتيباني كند و هم پشتيباني گردد. رمز اين كار طراحي يك ساختار براي عمليات در فضاي سايبري است به نحوي كه روندهاي لازم، بازخورد فوري، و كنترل كار‌آمد را با انعطاف كافي تركيب نمايد تا بتواند در شرايطي كه اولين هشدار ناقص بوده اما ريسك انتظار براي اطلاعات بهتر - حتي براي چند دقيقه - مي‌تواند خطرناك باشد، واكنش نشان دهد.
دفاعمان را فعال كنيد

در فضاي سايبر تنها دفاع "كامل " يك دفاع استاتيك است: يعني قطع كردن اينترنت و در نتيجه قرباني كردن حوزه‌ سايبر و مزاياي اقتصادي و اجتماعي آن براي دشمنان. اين كار براي آمريكا يا وزارت دفاع ممكن نيست. در واقع گزينه‌ "قطع كردن " براي جامعه‌ آمريكا وجود ندارد؛ خانه‌ها، مشاغل، مدارس، بيمارستان‌ها، دفاتر حكومتي، و در واقع سبك زندگي ما اكنون به داشتن دسترسي به شبكه‌ها بستگي دارد. حتي اگر كامپيوتر نداشته باشيد، شما به همسايگان، همكاران و نهادهايي كه كامپيوتر دارند وابسته هستيد. از اين‌رو، درگيري سايبري ما يك مديريت محتاطانه‌ آسيب‌پذيري و شناسايي خطر است. از آنجا كه امنيت در يك دنياي شبكه‌اي يك سيستم براي مديريت آن خطر است، ما در فرماندهي سايبري آمريكا سيستمي ساخت‌يافته از تدابير امنيتي براي شبكه‌هاي وزارت‌خانه‌ها داريم. اين سيستم عبارت است از رصد شبكه‌ آگاهي از اوضاع؛ هشدارها، بسته‌هاي مكمل (patch) و به روز رساني؛ برنامه‌هاي ضدويروس، فايروال‌ها؛ ارزيابي‌هاي امنيتي عيني؛ امكان شناسايي خودكار مزاحم و مسدود كردن آن؛ جستجوهاي فعال براي بدافزارها؛ و تيم‌هاي پاسخ قانوني. ما همه‌ اين‌ها را با آنچه كه "عمليات‌هاي پوياي دفاع شبكه‌اي " مي‌ناميم مديريت مي‌كنيم، و اين سنگ بناي كار ما است.

حفاظت را به زيرساخت‌هاي حياتي‌مان گسترش دهيد - حدود يك نسل پيش، هنگامي كه استفاده از كامپيوترها از حالت اختياري خارج شده و براي عملكردهاي اصلي ضروري گشت، زيرساخت تقويت كننده‌ جامعه و اقتصاد ما از يك نقطه‌ عطف عبور كرد. رئيس‌‌جمهور اوباما حفاظت از آن زيرساخت را يك اولويت امنيت ملي ساخته است. امروز منابع انرژي، تاسيسات، حمل‌و‌نقل عمومي، بانكداري، دفاتر ثبت و خيلي چيزهاي ديگر ما در "نت " هستند. ارتش ما نيز براي بيشتر ارتباطات و عملكردهاي تداركاتي خود به شبكه‌هاي طبقه‌بندي نشده وابسته است.

اتوماسيون و شبكه‌سازي اگرچه فرماندهي و كنترل چنين سيستم‌هايي را تسهيل مي‌سازد، اما بُعدي از پيچيدگي و همراه با آن آسيب‌پذيري را نيز به آن مي‌افزايد كه بوجود آورندگان آن هرگز پيش‌بيني نمي‌كردند. به همين خاطر محفاظت و دفاع از سيستم‌هاي قديمي كه زيرساخت‌هاي حياتي ما را مي‌چرخانند ذاتا مشكل‌تر از سيستم‌هاي مدرني هستند كه امروزه ساخته مي‌شوند. هيچ‌كس تاكنون به طور جدي به اين‌ها حمله نكرده است - دست‌كم نه در آمريكا - اما ما شاهد كاوش آن سيستم‌ها از سوي دشمنان خود بوده‌ايم. ما به اندازه‌ كافي شواهد آسيب‌پذيري آنها در نتيجه‌ بلاياي طبيعي و اشتباهات تصادفي را مشاهده كرده‌ايم كه اكنون در مورد آثار بالقوه‌ يك حمله‌ واقعي عليه بخش‌هايي از زيرساخت شبكه‌اي خود نگران باشيم - بروز نقص نرم‌افزاري در آگوست 2003 كه به قطع برق در سرتاسر شمال‌شرق كشور انجاميد، يكي از اين شواهد است. وزارت امنيت كشور اين وظيفه‌ خطير را بر عهده داشته است كه با همياري با نهادهاي دولتي، خصوصي و بين‌المللي امنيت فضاي سايبر را تامين نمايد، و دارايي‌ها و سيستم‌هاي سايبري آمريكا و همكاران ما در آنجا در راه رسيدن به اين هدف هستند. اما نياز بالاست و زماني براي از دست رفتن وجود ندارد، چراكه حملات و آثار بالقوه‌ آنها تفاوتي بين كاربران نظامي و غيرنظامي قائل نخواهند شد، و ممكن است از جانب يك كشور دشمن، يك گروه تروريستي، يا حتي يك فرد شرور صورت بگيرند. وزارت امنيت كشور ممكن است به ابزار و مشاوره‌ تخصصي از جانب NSA و فرماندهي سايبري نياز داشته باشد؛ هر دوي اين سازمان‌ها آماده‌ مساعدت هستند. به علاوه، در صورت وقوع يك حمله بايد تلاش نماييم كه در سرتاسر دولت به صورت هماهنگ واكنش نشان دهيم.

دفاع گروهي را تقويت كنيد

من دوست دارم سايبر را يك ورزش تيمي بخوانم؛ دفاع موفق در هر قسمت به تلاش‌هاي مشترك دستگاه‌ها، صنعت، هم‌پيمانان، و همكاراني بستگي دارد كه از شبكه‌هاي خود در مقابل مشكلاتي كه مي‌توانند همه‌ آنها را تحت تاثير قرار دهند، مراقبت مي‌كنند. هر يك از ما، و همكاران، دوستان، و خانواده‌هاي ما، همگي شركت‌كننده - و اهداف بالقوه - هستيم. براي اجتناب از قرباني شدن، بايد گام‌هايي مثبت و مداوم جهت جلوگيري از اين نتيجه برداريم. ما همگي بخشي از يك راه‌حل مركب براي يك مشكل مشترك هستيم. همه‌ ما سهم خود را انجام مي‌دهيم تا پيچيدگي دنياي جديدمان را درك كرده و آسيب‌پذيري خود را كاهش دهيم. اگر كاربران در خانه‌ها و دفاتر خود بسته‌هاي نرم‌افزاري مكمل (patch) و به روزرساني‌هاي توصيه شده توسط سازندگان را دانلود و نصب كنند، بسياري از مسائلي كه ما را شب‌ها و اواخر هفته سر كار نگه مي‌دارند حل خواهند شد. اين چيز تازه‌اي نيست - بسياري قبل از من به اين نكته اشاره كرده‌اند. اما اين واقعيت كه اين كار بايد تكرار شود حاكي از موضوع ديگري است كه در مورد فضاي سايبر متفاوت است - خيلي دشوار است كه نگاهمان به امنيت همانند نگاهمان به قفل و ميله و نگهبان باشد. امنيت هميشه ناراحت‌كننده است، و اين ناراحتي در فضاي سايبر بيش از ديگران مشهود است چرا كه "به روز بودن " - كه بيشتر نبرد درست بر سر اين موضوع است - مستلزم صرف وقت است. با اين حال، هزينه‌ حمله‌ موفق خيلي بيشتر از هزينه‌ اتصال و استفاده از نرم‌افزار و سخت‌افزار براي متصل بودن است. برقراري امنيت نيازمند استانداردها و اصطلاحات مشترك و به اشتراك‌گذاري حجم‌هاي عظيمي از اطلاعات به موقع است. ما در فرماندهي سايبري همكاري‌هاي نظامي و اطلاعاتي قوي و آزمايش ‌شده‌اي با هم‌پيمانامان داريم كه در شكل دادن به يك تصوير عملياتي مشترك كمك مي‌كند، و ما در صدديم اين حلقه‌ همكاري‌ها را گسترش دهيم. هيچ يك از ما آن‌قدر اختيار، توانمندي‌، يا منابع در اختيار ندارد كه بتواند به تنهايي كار كند. ما بايد با يكديگر كار كنيم.

از برتري‌هاي تكنولوژيكي آمريكا استفاده كنيد

بيشتر كارهاي اوليه براي ساختن اولين شبكه‌هاي اشتراك داده‌هاي كامپيوتري را آمريكا انجام داده است، و بسياري از نو‌آوري‌ها در بخش‌هاي نرم‌افزار و سخت‌افزار هنوز هم از اين كشور منبعث مي‌شوند. با اين وجود، پيشگامي ما هرگز صرفا تكنولوژيكي نبوده است. من متقاعد شده‌ام كه راه‌حل نقاط ضعف ما در فضاي سايبر در وهله‌ اول فرهنگي خواهد بود. ما الزاما به تكنولوژي "بهتر " نسبت به ديگران در زمينه‌هايي مانند پهناي باند، ذخيره‌سازي، نسخه‌هاي نرم‌افزار، سرعت‌هاي عملياتي، حجم حافظه، و غيره نياز نداريم. در هر صورت، برتري‌هاي صرفا تكنولوژيكي احتمالا در دنياي شبكه‌اي ما زياد ديرپا نخواهند بود. برتري ما بايد در نحوه‌ كنار هم گذاشتن اين ابزارها در سيستم‌ها نهفته باشد؛ بويژه سيستم‌هاي افراد، پروتكل‌ها، و ماشين‌هايي كه بتوانند به طور قابل اطميناني در كنار يكديگر به سرعت كار كنند تا ضعف‌ها را شناسايي كنند، اطلاعات را به اشتراك بگذارند، ريسك‌ها را ارزيابي نمايند، تدابيري را توصيه نمايند، و راه‌حل‌هاي جديد را بكار بگيرند. اگرچه فرماندهي سايبري آمريكا اختياري در رفع نيازمندي‌هاي خود نخواهد داشت، اما ما در تعريف نيازمندي‌ها به فرماندهي راهبردي آمريكا كمك خواهيم كرد. ما همچنين در فرماندهي سايبري در "چهارچوب امنيت پايدار " شركت خواهيم كرد.

اين چهارچوب گروهي متشكل از نمايندگان وزارت‌خانه‌هاي دفاع و امنيت كشور و مدير امنيت ملي است كه به طور مرتب با سران بخش خصوصي و كارشناسان عرصه‌ سايبر ملاقات‌هايي انجام مي‌دهند. ما اين همكاري را براي كمك به بخش خصوصي در پرداختن به تهديد امنيت سايبر اساسي قلمداد مي‌كنيم. به علاوه، ما با "آژانس پروژه‌هاي تحقيقات پيشرفته‌ دفاعي " همكاري كرده و از يك محيط "دامنه‌ سايبري ملي " براي ساختن توانمندي‌هاي خود در اين زمينه پشتيباني مي‌كنيم. و بالاخره، يك الزام ديگر ايجاد توانمندي "نيروي كار سايبري " در نيروهاي مسلح است. اين‌ها براي موفقيت ماموريت ما در پشتيباني از فرماندهي‌هاي رزمي و ملزومات ملي ضروري هستند. بيش از اين نمي‌توانم بر نياز به اين نيروي‌كار، و ايجاد اين ظرفيت در كوتاهترين زمان ممكن تاكيد كنم.

نتيجه‌گيري :
مجدداً از اينكه امروز مرا دعوت كرديد و اين فرصت را به من داديد كه اولين گزارش وضعيت فرماندهي سايبري آمريكا را ارائه دهم از شما تشكر مي‌كنم. من متقاعد شده‌ام كه با ايجاد اين فرماندهي گامي مهم براي ملتمان برداشته‌ايم، و اينكه اين كار را خيلي هم زود انجام نداده‌ايم. من فلسفه‌مان درباره‌ مديريت فعالانه‌ شبكه‌ اطلاعات جهاني را - نه تنها براي دفاع از آن، بلكه براي استفاده از آن به عنوان ابزاري جهت كمك به جنگجويان، طراحان و فرماندهان خود بواسطه‌ حفظ وسعت آزادي عمل آنها تا حد ممكن - توضيح دادم و گفتم كه تا جايي كه بتوانيم، و هنگاميكه از ما خواسته شود، آماده خو‌اهيم بود تا از توانمندي‌هاي خود براي مقابله با هرگونه استفاده‌ خصمانه از فضاي سايبري عليه آمريكا، منافع و زيرساخت‌هاي آن، يا دولت‌هاي ديگر استفاده كنيم.من قول مي‌دهم كه ما اين فرماندهي جديد را مطابق با تمام قوانين حاكم بر حريم خصوصي و آزادي‌هاي مدني شهروندان آمريكا، و بر اساس رهنمون‌هاي مقامات فرماندهي ملي، و در ارتباط نزديك با همكاران عملياتي خود در وزارت‌هاي خارجه، دفاع، و امنيت كشور، نيروي انتظامي، و جامعه‌ اطلاعاتي، و صنعت و دانشگاه به راه خواهيم انداخت. ما بايد اين كار را درست انجام دهيم، چرا كه معتقدم امنيت ملت ما به آن بستگي دارد. ما تلاش مي‌كنيم اين چالش را حل كنيم تا شايستگي اعتماد شما را داشته باشيم. با كمك و راهنمايي شما شكي ندارم كه مي‌توانيم موفق شويم. منتظر پرسش‌هاي شما هستم.